برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
روزى که به نتیجه رسیدى که دیگر نیازى به بهتر شدن ندارى، همان روز یا آنقدر پیر شده اى که منتظر مرگت نشسته باشى یا آنقدر لجباز شده اى که زندگى از تو قطع امید کرده است. باید پذیرفت که آدم ها همه عیب هاى به خصوص خودشان را دارند و همیشه برگ برنده دست همان کسانى هست که عیب هاى خود و دیگران را پذیرفته اند و براى بهتر شدن خودشان روز به روز بیشتر از دیروز تلاش مى کنند.
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
فکر میکنی و نمیشود، فکر نمیکنی به آن و اما خیلی هم خوب میشود هر آن چه که باید بشود و تو را راضی میکند... احتیاط شرط عقل است، اما ترس به وقت ملاحظه و محافظه کاری بدترین شرایط را برای آدمی رقم میزند، درست همان وقتى که باید با ترس هایت روبرو بشوی، پشت سرشان بگذاری و بی ترس، با شجاعت و جسارت بی آن که با فکر کردن زیاد همه چیز را خرابش کنی... گاهی باید گذاشت قلب هم خودش را دخیل عقلت کند و هردو به موازات هم تصمیم بگیرند که چه باید بشود...
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
چه معنی داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه !
چه معنی داره تو این دنیا کسی تنها باشه !
چه معنی داره تو این دنیا آدم ها یک روز بیان و یک روز برن !
چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها اینقدر تنگ باشه !
اصلا چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها از سنگ باشه !
خسرو شکیبایی (خانه ی سبز)
برچسب:
نویسنده: سام شاکری